به گزارش روابط عمومی اداره کل پزشکی قانونی استان لرستان، مراکز پزشکی قانونی شهرستان های الیگودرز و کوهدشت محل خدمت این پزشکان است و دارا بودن مدرک تحصیلی دکتری در رشته پزشکی عمومی برای شرکت در آزمون استخدامی این اداره کل ضروری است. جهت اطلاع از شرایط و میزان حقوق ماهیانه 3.5 میلیون تومان و مزایا با شماره 09169644878 تماس بگیرید.
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده |
مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینههای اضافی فقط با این نرمافزار تمام شبکه ها را ببینید |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
به گزارش روابط عمومی اداره کل پزشکی قانونی استان لرستان، مراکز پزشکی قانونی شهرستان های الیگودرز و کوهدشت محل خدمت این پزشکان است و دارا بودن مدرک تحصیلی دکتری در رشته پزشکی عمومی برای شرکت در آزمون استخدامی این اداره کل ضروری است. جهت اطلاع از شرایط و میزان حقوق ماهیانه 3.5 میلیون تومان و مزایا با شماره 09169644878 تماس بگیرید.
آخر شب بود ساعت ۱۲ نیمه شب وارد اورژانس شد بی سلام و چاق سلامتی دهه چهارم عمرشو به نیمه رسونده بود بیش از آنکه خسته باشد عصبانی بود. آنکال جراحی بود
به زمین و زمان فحش میداد همه وحشی اند همه شون ایدزدارن من دو تا دستکش می پوشم من لیدوکایین نمیزنم برای چست تیوب بذار درد بکشه وحشی کثافت ! اگه دست من بود به همه شون ویال پتاسیم میزدم
خانم دکتر همه این فرمایشات رو بالای سر مریضی میزد که کامیونش چپ شده بود و پسرش که شاگرد راننده هم بود آش و لاش شده بود
بی تعارف بهش گفتم که بد جوری به آخر خط رسیده خطی که ای کاش هرگزشروع نکرده بود تا این بیماران بینوا هم با جراح مهربانتری سرویس میگرفتن
ای کاش زمان انتخاب رشته به شخصیت و پرسونالیتی افراد هم توجه میشد صرف داشتن سهمیه مدیران و مازاد از آدم دکتر شوایتزر نمیسازه
نه هر که چهره بر افروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سکندری داند
نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست
کلاهداری و آیین سروری داند
یکی از شبهای گرم و شرجی تیر ماه سال 1363 بود من و فرزاد مثل بچه های پدر مرده کنار دکه روزنامه فروشی نشسته بودیم بعد کلی تلاش و کسب رتبه قبولی در رشته پزشکی از نظر علمی حالا که نتایج نهایی اعلام شده بود ازنظر گزینش مردود شده بودیم و توی اون سن و سال دنیا برامون تمام شده بود.خوشحالی بچه های دیگه رو می دیدیم و توی ذهنمون دنبال اون گناه نابخشودنی می گشتیم که تاوانش نرفتن به دانشکده پزشکی بود.بد حالی داشتیم و بغض و اشک راه نفس بسته بود . نیمه های شب بود و ما همچنان تکیه به نرده ها داده بودیم که پیدایش شد با سبیل های پر پشت استالینی وسر طاس لبخند به لب داشت و اشک در چشم از امید گفت از لزوم دوباره خواندن و دوباره قبول شدن از اینکه گاهی لازمه سرتو بارها و بارها به سنگ بکوبی و خسته نشی همون شب برامون برنامه کلاس خصوصی گذاشت به رایگان که بریم و وقت از دست ندیم بعدش به هویج بستنی مهمونمون کرد و با پژوی 504 جگری رنگ ما رو رسوند خونه که باامید بخوابیم. آقا بزرگ یا همون سید مهدی قاسمپوری دبیر شیمی دوست داشتنی ما بود. بعدها من پایان نامه دکتری خودمو به آقا بزرگ تقدیم کردم . امروز از شمال خبر رسید که آقا بزرگ دنیای کوچک ما رو تاب نیاورد و رفت و من به سوگش نشسته ام.
برف از دو روز پیش شروع شد یک روند بارید انگار دارد زنده زنده دفنمان می کند. اینهمه سپیدی اورژانس شلوغ ما رو خلوت کرده است.
برف نو، برف نو، سلام، سلام!
بنشین، خوش نشسته ای بر بام.
پاکی آوردی - ای امید سپید!-
همه آلوده گی ست این ایام.
راه شومی ست می زند مطرب
تلخ واری ست می چکد در جام
اشک واری ست می کشد لبخند
ننگ واری ست می تراشد نام
شنبه چون جمعه، پار چون پیرار،
نقش هم رنگ می زند رسام.
مرغ شادی به دام گاه آمد
به زمانی که برگسیخته دام!
ره به هموار جای دشت افتاد
ای دریغا که بر نیاید گام!
تشنه آن جا به خاک مرگ نشست
کاتش از آب می کند پیغام!
کام ما حاصل آن زمان آمد
که طمع برگرفته ایم از کام ...
تو فرود آی، برف تازه، سلام!
بی گمان زیباست آزادی
ولی من
دوست دارم در قفس باشم که زیباتر بخوانم
در همین ویرانه خواهم ماند و از خاک سیاهش
شعرهایم را به آبی های دنیا می رسانم









